محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
224
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
همهء مسجد را يك ذراع آب فرا گيرد ، پس از شست وشوى ديوارها وزمين سوراخ ديگر ، را باز كنند تا همهء آب بدانجا رود ] . از خضرا كه خانهء سلطان [ ودر پشت مسجد ] است ، درهائى [ با مس زراندود پوشيده ] بدين سرا باز مىشود . روزى من به عموى خود گفتم : وليد كارى نيكو نكرد ، كه دارائى مسلمانان را براي ساختمان مسجد جامع دمشق هزينه كرد . اگر آن را مصرف راهسازى وكارخانه ودژ مىكرد بهتر مىبود ! أو گفت : مگو اى پسر ! وليد خواستى بزرگ مىداشت ، أو ديده بود ، شام پايگاه نصارا است كه در آن كليساهائى زيبا دارند ، كه هنر بسيار در آنها بكار رفته وشهرت يافتهاند ، همچون : قمامه ، لدّ ، رها ، پس براي مسلمانان مسجدى نهاد كه چشم دل ايشان را از آنها سير كند ، وآن را يكى از عجايب جهان ساخت . نبينى كه چون عبد الملك عظمت معماري گنبد قمامه را دريافت وترسيد كه در دل مسلمانان جايگزين شود ، گنبد صخره را چنانكه مىبينى بساخت ؟ من در كتابي در كتابخانهء عضد الدولة ديدم كه : دو عروس دنيا دمشق ورى هستند ! يحيى بن أكثم گفته است : در جهان دلبازتر از سه جا نيست : سمرقند ، غوطهء دمشق ، نهر إبله . دمشق را دمشق بن قانى بن مالك بن ارفخشذ بن سام ، پنج سال پيش از تولد إبراهيم بساخت . اصمعى مىگويد : نه ! بلكه نامش از واژهء دمشقوها * به معنى تندش كردند ، گرفته شده است . گويند : عمر عبد العزيز خواست مسجد را بر هم زند وبمصرف مصالح اسلام رساند ، ولى با أو مناظره كردند وپذيرفت ! در برخى كتابها خواندم كه هزينهء آن هجده بار استر زر بوده است . كسى در هجو ايشان چنين سروده است :